25 فوریه 2018

گنجینه نوامیس – سوگند همراه

کانگ فو توآ ۲۱ – سوگند همراه

بفرمان نهاد؛

از روی مروت و دادگری به روان راستی سوگند یادمیکنیم، از روی پاکی و پاکدلی از روی مروت و رادمردی از روی وفا  و مردمی و سرانجام به فرمان خون و سرشت انسانی و ناموس های ازلی که در چشم انداز تاریخ ما همه جا پیشتاز و جان پناه انسانیت بوده و هست منشاء اثر نیک و پدیدآورنده توانا ترین توانائی نیک برتر که بازتاب کننده هستی هست هاست سرافراز گردم.

من با ژرف اندیشی و دور بینی جویای این هنرم هنری بزرگ با دانشی سامانگر با شناخت نیکی های درونی خویش یعنی هنر خود شناسی ، هنر خود سازی ، هنر خود یاری ، هنر انسانسازی و هنر ساختن ساختمان بدنی و آفریدن هماهنگهای راستین که از دروازه اندیشه پیوسته به جهان معنی و هستی ناشناخته ای می ریزد. من به دریافتن «گیتک» به کلیدارزنده خود شناسی دست میابم از سپهرستانهای ایمان ، آزمایش ، دانش، خرد، هنر و مهرمی گذرم تا به دروازه های خود یعنی وراء اندیشه ها«کاخ انسانیت » درآیم درسکوتم…. ره یافته سفری به درون خود می کنم .

به فرمان ازلی، مویه و زاری را ننگدارم .تملق نمی گویم. فریاد ننگ آمیز فریب خوردگان را نمی شنوم. حق نا شناسان وپیمان شکنان را پادافره ای سخت می دهم . از دروغ ناسپاسی و نیرنگ بیزارم . خواب آلودگی را گناه می شناسم . بدون تلاش و نبرد جاودانه حق هیچ گونه در خواستی از خدا ندارم .می جویم تا زندگانی یابم . بیدارم ، هوشیار، خسته نمی شوم . میکوشم تا همچون فرهنگ درخشان و دیرینه خود،  روان مردم گیتی را به نیروی راستی و منش پاک توانا سازم تا آشتی پدید آورم. دروغ را زشت ترین گناه می دانم . هیچ نشانه ای زخود کم بینی و کهتری نمیبینم . از روی فرین پی پشتیبان جاوید نبرد نیکی با بدی هستم . فراموش نمی کنم. خود فریبی را آفریدگار دروغ و دروغ را آئینه سر تا پا نمای ناپاکی می دانم . دلهره ندارم . هر نکته که از دیدگاه آماج اندیشه ها گذشت به دل می سپارم و با سروش نهان خود کنکاش می کنم . خود پسندی را کنار می نهم . کلید سر افرازی خویش را در ژرف اندیشی می جویم .دو گانه نیستم .آشنا به فلسفه کار و کوششم . راست می گویم ولو بیم جان باشد دروغ نمی گویم ولو امید نان باشد .می کوشم تا هر گونه بدی و زشتی را از خود دور سازم .به راز هستی بخش آگاهم ، به اورنگ اپرای فرهنگ یعنی من : خاک ، خون، خط، تاریخ ، کیش،دین، فلسفه، هنر، شعر و یگانه بینی را راز سر افرازی می دانم .مهر را نخستین پدیده دروازه هستی و همزاد «هم آهنگی» می دانم از پرتگاه تعصب های بی پایه گریزانم .باآرمان انسانیت ، سربلند و پرشکوه زندگی می کنم و غرور آمیز زندگی را بدرود می گویم .به هر واژه که از زبان جاری گشت ارج می نهم .جان وروان خود را از بند های جانور یرسته و سر در  کمند اندیشه می نهم . از بلاهای خانمانسوز پدیده های رشک مانند خودخواهی ،:چشم وهم چشمی، ناتوانی نابخردی و از هر گونه کژی وکاستی در فروزه های نیک دوری می جویم .در میدان ربایش خواستها در تلاش و کوششم ، پوشاک ساده می پوشم .تندرستی را در جان و روان می جویم ، به چاپلوسی و پستی روی نمی آورم. کلید سرفرازیخویش را اکسیر فرهنگی، سرمایه هستی ، شاهراه زیست و زندگانی و چکیده سخن آئین بزرگی خویش می دانم. آزادی و آزادگی را به جان می خرم .غمنامه های شوم و تبعیض از هر گونه رابا آرمانهای بی مایه بسوی عدم می فرستم .سر آنکس که خاکمال گدائی شد لگد کوب می کنم . در پیکار زندگی روئین تنم، گناهکاران گذشته را نفرین میکنم .نا هماهنگی گفتار واندیشه را ریشه مردم فریبی و آبشخور ناپاکی می دانم . پایداری و  وفاداری در دوستی را از فروزه های بایسته می دانم. من به راستی و درستی در خود فرو رفتم به جهان معنی و مفهوم این چند فرازمان در آرنگ پرشکوه و سازنده و خرمن دانش و بینش با هم آهنگیمنش با آفرینش از تابش اندیشه توانای انسانیت کامروا شدم ، سپاس تو را ای پیر سخنآهنگ جاوید پیروزی را سرود کن.

در اندیشه ام، در اندیشه ام.

SWEARING FORMULA

I swear to the soul of the truth on the way of justice and generosity. On the purity and true-heartiness, on the generosity and magnanimity, on the promise and the sense of love of people, and finally, to the command of blood and Affidavit history, they have been and are, everywhere, the pioneers and the shelters of humanity. And to be honor to reach the origin of the creation of goodness which is the creator of the most powerful powers of the superior goodness, those who reflect the universe. By deep insight and far-sightedness, I am seeking this art, the great art with management knowledge, with the understanding of self-internal goodness. I mean ‘the art of self-knowledge, of self-improvement, of self-helping, and the art of human improving, of building physical construction and creating of the true harmonies’, through the gate of thought that stream constantly into the world of the meaning and into unknown universe. Getting the “Gytk”, I will find the valuable key of self-understanding. I pass the heavens of faith, test, knowledge, wisdom, art and love to approach to the gates of self. I mean beyond thought, to the “palace of humanity”. In my silence… finding the way, I travel into my own. According to the eternal command, I disdain to moan and cry, I do not flatter, and I do not hear the shameful scream of the fooled. I will come down hard on the people who are ungrateful and treacherous. I hate lie, ingratitude and deceit. I consider ignorance as a sin. Without attempt and never ending fight, I have no request from God. I will seek to find my life. I am awake and conscious. I won’t get tired. I will try to “empower the sprites of the people of the word with the power of the truth and pure manner, for making peace”, such as my ancient brilliant culture. I know laying the ugliest sin. There is no sign that I feel inferiority. With elation, I am the long-lasting backup of goodness in the struggle between it and badness. I won’t forget. I know self-deception as the creator of lie; and, lie, as the life-size reflex of dishonesty. I feel no fear. I remember every point which passed through my mind and all the brain-storms of mine. And I follow them with my internal pleasure. I won’t be selfish. I will find the key of my honor on the top of the humanity. I am not a double dealer. I am not alien to the philosophy of work and effort. Even if my life be in danger, I tell the truth. I don’t tell a lie even if there is the hope of getting wealth. I try to be far away from any pollution and darkness. I know the secret of life. I know soil, blood, manner, history, religion, philosophy, art, and poetry, and unity the secrets of honor. I know love as the first phenomenon of the gate of existence of life, and the as the twin of “harmony”. I am far away from the cliffs of non-sense intolerance. I live proudly with the ideal of humanity. I will tell the arrogant manner of life so-long. I will respect any word the stream out of mouth. I release my soul and body from animal bounds, and I will be the slave of wisdom. I avoid the awful disasters such as egoism, jealousy, disability, folly, enmity, and any shortage in decent morals. In the court of getting decencies, I am in attempt and effort. I wear simple clothes. I find health at my body and spirit. I do not go into flattering and lowness. I know cultural essence, wealth of existence as the main road of life, and the abstraction of speech of the manner of my life and the key of my pride. I pay my life for freedom and to be free. The miserable tragedies and discriminations, any kind, with the low ideals, I send them all to the hell. I come down hard on somebody who goes into cadge. In the battle of life, I am brazen-bodied. I curse the pervious sinners. I know the disharmony between words and thoughts as the root of deceiving people, and watering-trough of filth. Stability and loyalty in friendship, I know them as the valuable essentials. Truly and correctly, I was deep into thought, to understand the world of meaning and concept of the mentioned words. In a magnificent and constructive way, by the harvest of knowledge and insight, and by coordination of treatment with creation, by the radiation of the powerful thought, I am bliss. Thank you Master of Speech, sing the eternal song of victory…

I am thinking

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *